صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
314
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
مىربايد ؛ شما از جاى خود نجنبيد مگر اين كه دنبالتان بفرستم . اگر دشمن را تارومار كرديم و آنان را در هم شكستيم ، تا دنبالتان نفرستم آنجا را ترك نكنيد و همان جا ثابت و پايدار بمانيد . ( 1 ) با تعيين نمودن اين دسته تيرانداز براى بالاى كوه و سفارشهاى محكم نظامى ، پيامبر - ص - اين تنها مسير را كه ممكن بود اسب سواران از پشت آن مخفيانه به مسلمانان حمله آورند و يا اين كه تجمع نمايند و مسلمانان را با عمليات نظامى در محاصرهء خود قرار دهند ؛ محكم بست . سپس ، منذر پسر عمرو را در ميمنه ، زبير پسر عوام را در مسيره قرار داد و مقداد پسر اسود را به پشتيبانى او امر فرمود . كار مهم زبير ، پايدارى در مقابل اسب سواران خالد پسر وليد بود . و جلودارى و مقدمهء صفوف لشكر را به عهدهء نخبگان ممتاز از دلاوران سپرد كه در پايدارى و شجاعت و مردانگى مشهور بودند و ارزش هزاران نفر را داشتند . ( 2 ) بىگمان اين نقشهء دقيق خردمندانه ، نبوغ رهبرى نظامى پيامبر در آن متجلى است و در توان هيچ رهبرى - هر چند مقام والايى داشته باشد - نخواهد بود كه چنين نقشهء دقيق و [ تاكتيك ] حكمتآميزى را مطرح نمايد . هر چند پيامبر پس از ورود لشكر دشمن وارد منطقه گشت ؛ اما در بهترين جايگاه ميدان نبرد فرود آمد . پشت و طرف راست لشكر را با ارتفاعات كوه محكم گردانيد و طرف چپ را هنگام بر افروختن آتش نبرد كه تنها مسير به طرف مسلمانان بود ، بر روى دشمن ، محكم گرفت . اردوگاه را در جاى مرتفعى برگزيد كه اگر شكست خوردند ، در آنجا پناه گيرند و از فرار حذر نمايند تا اسير دشمن نشوند و با اين وصف اگر دشمن بخواهد اردوگاه مسلمانان را تصرف كند ، زيانهاى مصيبتبارى به وى تحميل نمايند و تحت فشارش قرار دهند كه اگر چيره شود از ثمرات پيروزى متمتّع نگردد و هرگاه پيروزى از آن مسلمانان گردد ؛ دشمن به سختى از دست آنان بگريزد . و همچنين آن ذات بزرگوار [ با تدابير حكيمانه و ] با انتخاب كردن نخبههاى ممتاز و برجسته از ياران شجاع و مبارز ، كمبود نيروى ( نقص عددى ) را جبران نمود . اين گونه ، ارتش نبوى ، در صبح روز شنبه ، هفتم ماه شوال سال سوم ه . آمادهء نبرد شد .